اختلالات تغذیه چیست؟
اختلالات تغذیه در کودکان به الگوهایی از غذاخوردن گفته میشود که:
1. دریافت انرژی یا مواد مغذی کودک را مختل میکند.
2. باعث تنش و اضطراب در کودک یا والدین میشود.
3. با رشد طبیعی، وزنگیری یا تعاملات رشدی کودک هم خوانی ندارد.
این اختلالات لزوماً به معنای بیماری پزشکی نیستند و در بسیاری موارد ریشههای رفتاری، هیجانی و تعاملی دارند.
بخوانید:
رفتارهای تغذیهای طبیعی در سن ۱ تا ۳ سال
پیش از برچسبگذاری مشکل، شناخت رفتارهای طبیعی این سن ضروری است:
1. کاهش اشتها نسبت به سال اول زندگی
2. نه گفتن به غذا (ترس از غذاهای جدید یا Neophobia)
3. ترجیح تعداد محدودی از غذاها
4. بازی با غذا و ریختوپاش
5. نوسان شدید اشتها از روزی به روز دیگر
این رفتارها در صورت نبودِ افت رشد یا تنش شدید، معمولاً طبیعی تلقی میشوند.
علل شایع اختلالات تغذیه ای چیست؟
علل شایع اختلالات تغذیه ای عبارتند از:
1. تغذیۀ اجباری
2. تجربههای ناخوشایند اولیه (خفگی، عق زدن شدید)
3. اضطراب والد هنگام غذادادن به کودک
انواع شایع اختلالات تغذیه در کودکان نوپا
الف. بیزاری از غذا خوردن (Feeding Aversion)
در این حالت کودک نسبت به غذا، قاشق یا موقعیت غذاخوردن واکنش منفی نشان میدهد. این بیزاری میتواند به صورت گریه، عقب کشیدن سر، بستن دهان یا حتی عق زدن بروز کند.
ب. بدغذایی شدید یا انتخابگری غذایی
کودک فقط تعداد بسیار محدودی از غذاها را میپذیرد و به شدت در برابر غذاهای جدید مقاومت میکند.
نکته مهم: بدغذایی خفیف در این سن شایع است، اما اگر رژیم غذایی کودک بسیار محدود و یکنواخت باشد، نیاز به بررسی تخصصی دارد.
ج. اختلال اجتنابی/ محدودکننده دریافت غذا (ARFID)
این اختلال یک تشخیص بالینی است که در آن کودک به دلایلی غیر از نگرانی دربارۀ وزن یا تصویر بدنی، از خوردن غذا اجتناب میکند یا مقدار بسیار کمی غذا میخورد.
در سنین زیر ۳ سال، معمولاً از اصطلاح «الگوی اجتنابی تغذیهای» استفاده میشود و تشخیص قطعی ARFID بااحتیاط مطرح میگردد.
د. مشکلات تغذیهای مرتبط با حساسیتهای حسی
برخی کودکان به بافت، دما، بو یا ظاهر غذا حساسیت نشان میدهند. این حساسیتها ممکن است به صورت امتناع از غذاهای نرم، چسبناک یا کثیف شدن دستها دیده شود.
نکتۀ مهم این است که همۀ مشکلات تغذیهای، حسی نیستند و گاهی رفتارهای اجتنابی، نتیجۀ یادگیری و تجربههای قبلی هستند.
نقش والدین در شکلگیری یا تشدید اختلالات تغذیه
الگوی تعامل والد–کودک نقش بسیار مهمی در تغذیه دارد. عواملی مانند:
1. اصرار و اجبار برای خوردن
2. نگرانی شدید از وزن یا سوءتغذیه
3. مقایسۀ کودک با دیگران
4. ایجاد فضای پرتنش سر سفره
میتوانند ناخواسته باعث افزایش مقاومت کودک و شکلگیری چرخه معیوب تغذیه شوند.
چه زمانی باید نگران شد؟ (علائم هشدار)
در صورت مشاهدۀ موارد زیر، ارزیابی تخصصی توصیه میشود:
1. توقف یا افت وزنگیری
2. عق زدن مکرر با دیدن غذا
3. حذف کامل گروههای غذایی
4. زمانهای طولانی و پراسترس غذا خوردن
5. وابستگی شدید به شیر در سن بالای ۱۲–۱۵ ماه
اصول کلی مداخله و درمان
درمان اختلالات تغذیهای در این سن معمولاً چندبُعدی است و شامل:
1. اصلاح رفتارهای تغذیهای والدین
2. کاهش اجبار و فشار
3. بازسازی رابطه ایمن کودک با غذا
4. بازیمحور کردن تجربه تغذیه
5. در صورت لزوم، همکاری تیمی بین گفتاردرمانگر، کاردرمانگر، متخصص تغذیه و روانشناس
نکته کلیدی این است که:
هدف اولیه درمان، خوردنِ بیشتر نیست، بلکه کاهش اضطراب و ایجاد تجربه مثبت از غذا است.
جمعبندی
اختلالات تغذیه در کودکان ۱ تا ۳ ساله پدیدهای نسبتاً شایع، اما قابل درمان هستند؛ به شرط آنکه بهموقع و با رویکرد صحیح به آنها پرداخته شود. تشخیص زودهنگام، آموزش والدین و پرهیز از اجبار، نقش اساسی در پیشگیری از مشکلات پایدار تغذیهای در سالهای بعد دارد.
غذاخوردن باید برای کودک تجربهای ایمن، قابل پیشبینی و لذتبخش باشد؛ نه میدان جنگی پر از اضطراب!
اگر مایل به کسب اطلاعات بیشتر دربارۀ گفتاردرمانی هستید، به سایر پُست های من در «تازه ها» مراجعه نمایید.
دکتر مجید اوریادی
دکترای تخصصی گفتاردرمانی